← بازگشت به داستانها
مطالب مرتبط
داستانهاآلیس در سرزمین عجایب
یک روز گرم تابستان ، آلیس و بچه گربه ی ملوسش ، دینا روی شاخه ی درختی نشسته بودند . زیر درخت ، خواهر آلیس در حال خواندن کتاب تاریخ با صدای بلند بود . اما آلیس به…
داستانهاداستان “آپارتمان حیوانات”
توی جنگل سبز یه درخت کاج بود که از همه ی درختهای جنگل بلندتر و زیباتر بود .این درخت در جایی قرار داشت که از رویشاخه هاش همه ی جنگل و درختای سر سبزش دیده می شدند…
داستانهاداستان خانه ای برای مورچه!
یکی بود، یکی نبود. توی شهر مورچه ها، هیچکس بیکار نبود. از صبح تا شب، همه مشغول کار بودند. بعضیها به دنبال غذا میرفتند. بعضیها از بچه ها مراقبت میکردند. …
داستانهاداستان دم طاووس!
طاووسی زیبا در جنگلی سرسبز زندگی می کرد. او بال و پر و دم بسیار زیبایی داشت. روی پرهایش نقطه های بزرگی مثل چشم های درشت به نظر می رسید. رنگ سبز و آبی پرها، چشم …