شعر
تولد یه غنچه![]() |
دیشب دم سحر بود/گمانم یه خبر بود توی حیاط تو باغچه/صدای خنده سر بود یه غنچه … |
میخوام یه غنچه باشم![]() |
می خوام یه غنچه باشم میون باغچه باشم برگامو هی وابکنم،ببندم،وقتی که … |
صابون![]() |
یه صابون کوچیک موچیک گریه می کرد چیلیک چیلیک غصه می خورد همیشه می گفت … |
مورچه توانا![]() |
می رود به هر جایی دانه در دهان دارد مثل نقطه ای … |
بهارمیادباگلهای رنگارنگ![]() |
بازم بهار می خواد بیاد/ مهمون خونه ها بشه/می خواد یه کاری بکنه/ لبها به خنده وا بشه/ پروانه ها… |
|
|
|
|
|
||
|
|
|





