داستان ترجمه شده

🎈 سرگرمی‌ها و نکته‌ها

   

گنج دزد دریاییگنج دزد دریایی!

ریش آبی غرغر می کرد و می گفت: ده قدم از ایوان و بیست قدم از بوته رز، اینجا . گنج اینجاست . این خوابی بود که …


راپونزلراپونزل!

روزگاری زن و مردی زندگی می کردند که فرزندی نداشتند . بالاخره آرزوی آنها به حقیقت پیوست. آنها منتظر ورود کوچولویی به خانه اشان بودند.پشت خانه آنها …


 سه بچه خوک🖼️ تصویر در دسترس نیست

یکی بود ، یکی نبود ، زیر گنبد کبود در جنگلی، خوکی با سه پسرش زندگی می کرد . اسم بچه ها به ترتیب مومو ، توتو ، بوبو بود . یک روز…

 نی نی دایناسور مهربان🖼️ تصویر در دسترس نیست

یکی بود یکی نبود، غیر از خدا هیچ کس نبود. یک دایناسور کوچولو بود که پدر و مادرش او را «نی نی» صدا می زدند. مادرش به او می گفت: …








 

← بازگشت به سرگرمی‌ها و نکته‌ها

مطالب مرتبط