مطالب مرتبط
شعرها
بهار میاد، با گلهای رنگارنگ!
بازم بهار می خواد بیاد مهمون خونه ها بشه می خواد یه کاری بکنه لبها به خنده وا بشه پروانه ها رو میاره پر بزنن تو باغچه ها صورت گل را ببوسن حرف بزنن با باغچه ها آ…
شعرهاسیب کرمو
آقا کلاغه، یک سیبِ شیرین، از روی شاخه، انداخت پایین! خوردم از آن سیب، یک گاز با پوست یک دفعه دیدم، آن سیب، کرموست! یک کرم بدشکل، بر روی آن بود ترسیدم، آن را، ان…
شعرهاشعر تولد یه غنچه!
دیشب دم سحر بود گمانم یه خبر بود توی حیاط تو باغچه صدای خنده سر بود یه غنچه داش وا می شد یک گل زیبا می شد بازم جشن تولد تو باغچه برپا می شد مهموناشون رسیدن کادو…
شعرهاشعر “حلزون خال خالی”
آی حلزون شاخکی! کجا می ری یواشکی؟ جلو میری یواش و ریزه،ریزه پوست تنت چه نرم و خیس و لیزه خالهای دونه،دونه داری به روی پشت خود یه لونه داری ساکتی و خجالتی و تنها…
